رضا پهلوی و نامه سرسپردگی به ترامپ !

رضا پهلوی و نامه سرسپردگی به ترامپ !

شاهزاده ای که شب ها خواب پادشاهی می بیند و روز هنگام خود را گاندی ایران پنداشته و با ادای دمکراسی خواهانه خود سعی می کند تا با فریب دادن اپوزیسیونی که سالهاست در خواب غفلت به سر می بردند ، خود را به عنوان رهبر اپوزیسیون به آنها تحمیل نماید

۱۳۹۵-۱۰-۰۹ access_time    
90 code
  edit  
print title title

4,491 total views, 1 views today

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :    

رضا پهلوی و نامه سرسپردگی به ترامپ !

رضا پهلوی شاهزاده ای که خودش هم نمی داند در کدام جایگاه از نقطه نظر سیاسی قرار دارد گاهی خود را در هیبت پادشاه سلطنت طلبان می پندارد و زمانی هم جامه ی رهبری تمام اپوزیسیون را برتن می نماید و داعیه دار چپ و راست می گردد. شاهزاده ای که شب ها خواب پادشاهی می بیند و روز هنگام خود را گاندی ایران پنداشته و با ادای دمکراسی خواهانه خود سعی می کند تا با فریب دادن اپوزیسیونی که سالهاست در خواب غفلت به سر می بردند ، خود را به عنوان رهبر اپوزیسیون به آنها تحمیل نماید.

درآخرین حرکت مذبوحانه خود ، رضا پهلوی در نامه ای به دونالد ترامپ رئیس جمهور آینده آمریکا که حرفهایش سوژه ای برای جهان سیاست شده است و اسباب خنده و گاهی هم نگرانی سیاسیون گردیده از وی خواسته است تا غیر مستقیم از او (رضا پهلوی) و نوچه هایش حمایت کند . رضا پهلوی این بار هم با شعارهای به ظاهر خیرخواهانه و وطن پرستانه به ترامپ یادآوری می کند که چه بکند و چه نباید بکند، این در حالی است که دونالد ترامپ هنوز کارش را به عنوان رئیس جمهوری آمریکا آغاز نکرده است و معلوم نیست که برای سیاست خارجی اش چه در سر می پروراند و چگونه می خواهد امور خارجه را مدیریت کند. ترامپ نشان داده است که خیلی به حرف هایی که می زند پای بند نبوده و به راحتی حرفهایش را پس می گیرد به هر حال پیش از هر چیزی دونالد ترامپ یک تاجر و کاسب است و همین حس کاسبکارانه ی او می تواند سبب شود تا ترامپ در سیاست خارجی اش به هر معامله ای دست بزند؛ اگرچه باید درنظر داشت که در امریکا رئیس جمهور خیلی هم بر اوضاع مسلط نبوده ولابی های ثروت وقدرت در اتخاذ تصمیمات مهم نقش دارند  .

اینکه رضا پهلوی دست به دامان دونالد ترامپ شده است ، به علت همین نگرانی وی از شخصیت ترامپ می باشد که به راحتی عوض می شود . اولین اشتباه تاکتیکی رضا پهلوی در این بود که وی در نامه اش به ترامپ ، او را از حمله به ایران بر حذر داشته است و او را به اصطلاح نصیحت کرده است که برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران به روشهای دیگری متوسل شود ، روشهایی نظیر تحریم و از این دست اقداماتی که هم رضا پهلوی و هم ترامپ می دانند که هیچ تأثیری بر مردم ایران نخواهد داشت . اما اشتباه تاکتیکی رضا پهلوی این بود که وی بدون اینکه آنالیز درستی از رفتارهای دولتمردان گذشته امریکا و اروپا در قبال نظام جمهوری اسلامی ایران داشته باشد چنین تقاضایی نموده است .

به آقای شاهزاده یادآوری می گردد که دولت های امریکا و اسرائیل و بعضی دول اروپایی اگر می توانستند (!) از طریق نیروی نظامی به جنگ با نظام اسلامی و مردم انقلابی ایران وارد شده و هرگز تن به مذاکره و سازش بر سرموضوع انرژی هسته ای با ایران نمی دادند . اگر امریکایی ها و دوستانشان پای مذاکره با ایران قرار گرفتند به خاطر این بود که آنها به خوبی میدانستند که اولاً نیروهای نظامی ایران خصوصاً در بخش دفاعی درسهای بزرگی در جنگ با عراق آموخته اندو آنقدر توانمند ، مصمم و به روز هستند که بتوانند جلوی هرگونه تهدید خارجی را بگیرند.

توانمندیهای تسلیحاتی ایران در جنبه های رزم و تهاجم هم کمتر از قدرت دفاعی آن نبوده و نیروهای نظامی ایران (ارتش ، سپاه و بسیج آن قدر توانا هستند که بتوانند دشمنان قسم خورده خودد را وادار کنند تا در مقابل ایران اسلامی سر تعظیم فرود آورند. لذا شاهزاده بی تاج و تخت با اقدام به نوشتن این نامه ، بی اطلاعی خود را از موقعیت ایران در منطقه به اثبات رسانده و اگر دونالد ترامپ و اطرافیانش از کمی درایت سیاسی و دانش نظامی برخوردار باشند ، در می یابند رضا پهلوی که خود را پرچمدار اپوزیسیون می داند و ادعای رهبری مخالفین نظام را با خود به یدک می کشد ، به عنوان یک مخالف نظام اسلامی ، از درک موقعیت نظامی ایران آنچنان ناتوان است که نمی داند دولت آمریکا قادر به حمله و تعرض نسبت به خاک ایران زمین نبوده و در آینده نیز نخواهد بود ، لذا التماس به دونالد ترامپ جهت اینکه حمله نظامی به ایران را در دستور کار دولت آینده آمریکا قرا ندهد ، امری است که علاوه بر درک نادرست ایشان از توانائی نظامی بازدارنده ایران ، درایت سیاسی و دانش وی را نیز در حقوق بین الملل زیر سوال می برد.

دومین اشتباه استراتژیک رضا پهلوی را می توان در برآورد نادرست وی از عزم راسخ ملت مسلمان ایران دانست . رضا پهلوی به دور و بر خود نگاه کرده است و دو نفرو نصفی که اصطلاحاً اپوزیسیون نام دارند را با تمام مردم ایران اشتباه گرفته است . او مردم ایران را با کسانی اشتباه گرفته است که هنگامه ی جنگ ایران و عراق شب ها را در کاباره های لاس وگاس و روزها را نیز تا لنگه ظهر در رختخواب خود این پهلو و آن پهلو می شدند و در رختخواب خود از بدی و زشتی جنگ داد سخن می راندند ، اشتباه شاهزاده این بود که مردم ایران کسانی نبوده ونیستند  که او پیرامون خود می دیده . مردم ایران زمین که او سنگ آنها را به سینه می زند شب زنده داران مومنی هستند که در هنگامه جنگ نابرابر ایران و عراق وقتی جنگنده های عراقی با بمب های ساخت امریکا و انگلیس بر فراز شهرهای ایران جولان می دادند ، پایمردانه ایستادند و در پشت جبهه ها تا سپیده دم کار کردند و روزها را نیز با کار و تلاش مستمر خود از بامدادان به شامگاهان رساندند اما اجازه ندادند تا کارخانه ای از کار بازایستد و چرخ اقتصاد کشور لنگ شود ، مردان و زنانی که پشت جبهه ها را محکم و استوار نگه داشتند تا فرزندانشان در جبهه های جنگ کمبودی احساس نکنند . اینان مردمان ایران زمین هستند ، مومنانی که در ایام وانفسای جنگ نابرابر با عراق با گشاده روئی وسخاوتمندی  فرزندی آماده شهادت به جبهه ها تقدیم می نمودند نه آنانی که همه تلاش خود را می کردند تا خود و خانواده شان از هر راهی که شده ایران را ترک کنند که مبادا گزندی به آنها برسد و وقتی از ایران خارج شدند از دولت آمریکا می خواستند که با بمباران پالایشگاه ها و کارخانه های ایران، به زعم خودشان جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند . شاهزاده ی به ظاهر نگران حتی از شناسایی و آنالیز آنچه در کشورش می گذرد عاجز است اما مدعی دلسوزی برای کشوری است که بسیاری از مردمانش حتی نمی دانند او کیست و از کجا آمده است . رضا پهلوی اشتباه های تاکتیکی و استراتژیکی زیادی در این نامه ی عجولانه نموده است اگر چه فرق زیادی بین دولت ترامپ با اوباما و بوش و .. نخواهد بود اما رضا پهلوی بی توجه به اینکه سیاست های خارجه امریکا توسط صهیونیست ها و لا بی های صهیونیست طراحی و اجراء می شود ، از ترامپ در خواست هایی می کند که اساساً در حیطه توانایی های وی نمی باشد.

سیاست خارجی ایالات متحده ی امریکا در اتاقهای فکری که توسط لابی های صهیونیست و سرمایه داران صاحب ثروت و قدرت اداره می شود طراحی و توسط وزارت خارجه آمریکا اجراء می گردد. در این میان رئیس جمهور مترسکی است که اگر حرفها و نیات او در راستای این برنامه های از پیش تعیین شده باشد می تواند به آنها جامه ی عمل بپوشاند و اگر هم در آن راستا نباشد، می شود آن اتفاقی که برای ارزوی اوباما در گوانتانامو رخ داد و اوباما هرگز نتوانست برخلاف قولی که داده بود زندان گوانتانامو را آن گونه که می خواست تعطیل نماید . لذا این گونه اقدامات مزدورانه ، مزبوحانه و تبلیغاتی ، هیچ دردی از اپوزیسیون منفعل درمان نمی کند ، تنها اثر آن مضحکه ی دست خاص و عام شدن است که البته ایشان سال هاست اینگونه مورد تمسخر اهل سیاست شده اند.

به ایشان توصیه می گردد اندکی به مطالعاتشان بیافزایند تا شاید بتوانند صرفاً برای حفظ همین اندک آبروی باقی مانده دچار دردسر نشوند( البته اگر بتوان گفت آبرویی برای ایشان باقی مانده باشد که برای حفظ آن بخواهد تلاش و کوشش بنماید. ) .برای اینکه کسی بتواند مانند گاندی باشد باید بتواند همچون گاندی در بین مردمان مملکتش و در قلب آنها جای گرفته ، با آنان زندگی کند ، همچون آنان بپوشد ، بخورد و بیاشامد و همچون مردمانش وقتی درد و رنجی هست ، آن را با استخوانهایش لمس نماید. همه ی اینها البته در شرایطی است که در دل مردمان سرزمینش جایی برای حضور او پیدا شود . برای کسی مثل رضا پهلوی که نمی داند گرسنگی و فقر چیست و نمی داند که در کدام قسمت کشورش مردم بر روی گلیم می خوابند و قوت لایموتشان از چیست این حرفها گزافه بوده و ادعایی بیش نیست .

اگر مردم مستضعف ایران امام خمینی(ره) رهبرشان بود و اینک نیز دل در گرو لبیک با مقام معظم رهبری دارند از این روی است که این رهبران بزرگ همچون مریدانشان برگلیمی ساده نشستند وزیستند  . کفشی از جنس همان پوشیده اند که مردم فقیر کشورشان در پای داشته اند. با غم های آنان گریستند ،با دلخوشی هایشان شاد گشتند وخداوند یگانه را همانند انها در نهایت خلوص و بی ریائی ستودند .اگر خامنه ای امروز میلیونها ایرانی را رهبری می کند نه به آن دلیل است که پدرش خان بوده و خودش خان مسلک است ؛ خیر ! خامنه ای رهبرآن مردمی است که دارا و ندارشان می دانند که او همچون مستضعفین کشورش زندگی می کند و با درد و رنج آنها از نزدیک آشناست و با گوشت ، پوست و استخوانش آن را لمس کرده است. مسلماً مردم ایران نمی خواهند رهبری فرزانه چون اورا با رضا پهلوی حتی قیاس نمایند چه رسد که بخواهند آنها را برای لحظه ای هم سنگ بپندارند. لذا رضا پهلوی بهتر است با خودش رو راست باشد، هیچ دولت و گروه و دسته ای نمی تواندآرزوی محال وی را جامه عمل بپوشاند.آمریکا خانه ابدی اوخواهد بود ودر ایران برای او جایی نیست .نه برای او ونه برای همه کسانی که همپالکی های او به شمار می روند.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :    
۱۳۹۷-۱۱-۲۲ access_time
photo   edit  

سرآغازی دوباره، بهاری در دل زمستان زمستان بود و سرد؛ هوای آسمان ایران را بوی دود گلوله و باروت پر کرده بود. امام (ره) دوازدهم بهمن به ایران آمده بود و شوق فراوان ملتی که چشم براه او بودند را با آمدنش به ایران، تبدیل به حرکتی عظیم کرده بود که همچون سیلی خروشان در […]

۱۳۹۷-۰۶-۰۹ access_time
edit  

به نام خدا پیام رسای غدیر تداوم رسالت محمد(ص) واقعه غدیر خم واقعه ای نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت  غدیر یک حادثه تاریخی نیست که در کتاب های تاریخ از آن نامی برده شود ودر لابلای ایام مختلف و حوادث گوناگون تاریخ به تدریج کم رنگ وکم رنگ تر شود. غدیر خم […]

یک پاسخ برای این مطلب بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + نه =


widgets