شکست ققنوس !

شکست ققنوس !

به نام خدا- شکست ققنوس !- اپوزیسیون درسال ۹۷ ایام نسبتا پرکاری را دنبال کردند و با کلید زدن چند پروژه و بزرگ نمودن رسانه ای آنها درصدد برآمدند تا ایران را در عرصه سیاسی جهان تحت فشار قرار دهند و از دیگر سوی بتوانند عنان و اختیار افکار عمومی در داخل کشور را به دست بگیرند و با تبلیغات وسیع رسانه ای …..

۱۳۹۸-۰۲-۱۶ access_time    
4131 code
 
print title title

81 total views, 2 views today

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :    

به نام خدا

شکست ققنوس !
اپوزیسیون درسال ۹۷ ایام نسبتا پرکاری را دنبال کردند و با کلید زدن چند پروژه و بزرگ نمودن رسانه ای آنها درصدد برآمدند تا ایران را در عرصه سیاسی جهان تحت فشار قرار دهند و از دیگر سوی بتوانند عنان و اختیار افکار عمومی در داخل کشور را به دست بگیرند و با تبلیغات وسیع رسانه ای، جو عمومی را ملتهب نموده و به خیال خودشان پروژه براندازی را تسریع نمایند.
از مهم ترین فعالیت های اپوزیسیون در سال گذشته می توان به ایجاد تشکل فرشگرد، ایرانیاران و ققنوس اشاره نمود که هرکدام با روش خاص خود به عرصه افکار عمومی پای نهادند و درصدد برآمدند تا با تقسیم وظایف (بهتر است بگوئیم دستورالعمل ارسالی از سازمان CIA و موساد و …) فی مابین خود از جهات مختلف افکار عمومی داخل را مورد هجمه قرار داده و بتوانند اهریمن نا امیدی، کینه، نفاق و نهایتا نارضایتی را در اذهان مردم درون کشور نهادینه نمایند. بزرگنمایی مشکلات ناشی از تحریم ها، سیل ، گرانی و موضوعات اجتماعی-سیاسی از عمده ترین اهداف آنها در این زمینه بود.
آخرین گروهی که در سال ۹۷ به جمع اپوزیسیون اضافه شد ققنوس نام گرفت؛ گروهی که با حمایت رضا پهلوی تاسیس گردید و مستقیما زیر نظر او فعالیت هایش را آغاز نمود. هیئت رئیسه این گروهک سلطنت طلب از تعدادی به اصطلاح تحصیل کرده گان ایرانی که غالبا در دانشگاه های غرب خصوصا آمریکا مشغول تدریس می باشند، تشکیل و فردی به نام الهیار کنگرلو که ظاهرا دکتری فیزیک دارد به عنوان نفر اول این تشکیلات معرفی شده است. پیرامون تشکیل این گروه به اصطلاح علمی که مدعی اند، عرصه فعالیت های علمی برای دانشمندان ایرانی داخل کشور آن چنان تنگ و نفس گیر می باشد که مجالی برای انجام اینگونه فعالیت های پژوهشی برای دانشمندان داخل مهیا نبوده و آنها نمی توانند به خاطر مشکلات متعدد (علمی، سیاسی و …) موجود در مراکز علمی به فعالیت های آموزشی-پژوهشی بپردازند. بر این اساس دارودسته جدید رضا پهلوی با تاسیس این گروه (ققنوس) ویک ادعای تازه می خواهند پروژه های مختلف علمی را درخارج از کشور اجراء ونتایج آن را به درون مملکت منتقل نمایند. اولین سوالی که در این زمینه پیش می آید آن است که این دانشمندان و متفکرین که مدعی اند علم و دانش مبتنی بر تکنولوژی در ایران به انسداد عملی برخورده است چگونه می توانند این تکنولوژی ها را به داخل کشور منتقل کنند، اصلا از خیر تکنولوژی بگذریم اینها چگونه می توانند بدون حضور مستقیم در محل اجرای یک پروژه ، برای رفع مشکل اقدام موثر نمایند. وقتی در محل وقوع یک حادثه یا محل اجرای یک پروژه مهم از نظر عملیاتی حاضر نباشند اساسا آیا صلاحیت اظهار نظر از راه دور را خواهندداشت؟ مگر آنکه پرنده ای مانند ققنوس از دل آتش برآید و مشکلات را شناسائی نموده، سپس آنها را در اختیار الهیار کنگرلو قرار دهد و ایشان در نقش رابین هود در کنار دیگر یارانش بنشینند و برای رفع این مشکل پروژه ای علمی بنویسند و در اختیار جامعه ی علمی داخل کشور قرار دهند. نکته ی مهم دیگر این است که آقایان و خانم های عضو ققنوس عملا دست به حرکتی زشت و غیر علمی زده اند چرا که از دید آنها اندیشمندان درون کشور در شناسائی و رفع مشکلات مملکت ناتوان هستند و لذا ققنوس می خواهد این کمبود را جبران نماید؛ توهین از این آشکارتر!؟ اینها چه فکر کرده اند و خود را در چه مرتبه ای می پندارند که اینگونه گستاخانه و بی پروا و بر خلاف اخلاق و منش یک اندیشمند به سایر عالمان و دانشمندان داخل کشور توهین و بی احترامی می نمایند.
واقعیت نهفته در پشت این ماجرا اما حکایت دیگری دارد و آن شکست پروژه ی فرشگرد است که به نظر میرسد اندکی بعد از تشکیل آن (فرشگرد) نا کارآمدی خود را نشان داده است. اپوزیسیون ،علی الخصوص ۴۰ نفری که فرشگرد را تاسیس نمودند به همراه رضا پهلوی، به زودی دریافتند که فرشگرد رفتنی است چرا که اولا فرشگرد نتوانست حمایت افکار عمومی را جلب نماید؛ دوما برخی از اعضاء آن زیاده روی کردند و رضا پهلوی را تا درجه ی یک قدیس بالا بردند که نتیجه ی آن عدم استقبال سایر گروه ها و دسته جات ضد انقلاب در خارج از کشور بود؛ ازطرف دیگر اختلافات درونی تدریجا علنی می شد و حاکی از آن بود که گویا آن وعده هائی که به اعضاء فرشگرد داده شده بود، هیچکدام محقق نشد و همین امر سبب گردید تا اعضاء اصلی فرشگرد یکی یکی با عذر و بهانه های مختلف شروع به ترک تشکل نمایند.رضا پهلوی هم متوجه شده بود که فرشگرد نیامده در حال رفتن است و از همین روی درصدد برآمد تا ققنوس را با رنگ و لعاب علمی وارد عرصه نماید. در واقع او می خواست شکل جدیدی از اپوزیسیون را به مردم داخل معرفی نماید چراکه او به خوبی دریافته بود اپوزیسیونی که در فرشگرد، ایرانیاران و … حضور دارند تاریخ مصرفشان به سر رسیده است و محال است آنها بتوانند دوباره به عرصه ی فعالیت ها برگردند و کسی هم پذیرای آنها باشد.
در انتها نیز این پرسش طرح می شود که رضا پهلوی بر اساس کدام الگوی مبارزه مدنی ( که مرتبا از آن نام می برد ) به این نتیجه رسیده است که ققنوس می تواند او را به سر منزل مقصود برساند. افرادی که در ققنوس دیده شده اند فاقد کاریزمای لازم برای فعالیت های سیاسی می باشند. آیا رضا پهلوی از نظر دانش سیاسی به انتهای راه رسیده است و قادر به تصمیم گیری منطقی نمی باشد؟ یا اینکه در تعامل با دیگر گروه های اپوزیسیون دریافته است که آبی از این مدعیان دمکراسی خواه گرم نخواهد شد و او بهتر است چاره دیگری بیاندیشد که در نهایت نتیجه اندیشیدن وی ققنوس از آب درآمد! پهلوی اگر عاقل می بود باید حدس می زد که تاسیس تشکلی به نام ققنوس به جز خود زنی سیاسی حاصل دیگری برایش نخواهد داشت ولی او کاملا نابخردانه و جاهلانه ققنوس را به افکار عمومی معرفی نمود که بازخورد آن از همان ابتدا تمسخر و استهزاء بود و واکنش هایی که مطمئنا تا این اندازه فکرش را نمی کرد.
بدون هیچ تردیدی ققنوس شکست خواهد خورد و پر و بالش در آتش خشم مردم قهرمان ایران خواهد سوخت چرا که این سرنوشت همه گروه ها، احزاب و تشکیلاتی است که می خواهند در مقابل عزم و اراده مردمی قد علم نمایندکه سال هاست در مقابل دنیای استعمار واستبداد وجهالت ایستاده اند وبا رشادت وپایمردی در کنار دانشمندان واندیشمندان خود از انقلاب وایران اسلامی حمایت نموده اند.

# هشتگ    
این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :    

یک پاسخ برای این مطلب بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + شانزده =


widgets