گفتاورد هفتاد و سوم؛ سیاست ارضی رضاخان

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

نتیجه سیاست ارضی و کشاورزی رضاشاه و دوران مشروطیت به طور کلی، این بود که از یک سو بیست هزار ده شش دانگ توسط 37 هزار نفر خانوار تملک گردید و از سوی دیگر 60 درصد دهقانان ایرانی حتی یک وجب زمین نداشتند. 32 درصد از کشاورزان کمتر از یک هکتار، و 10 درصد آنان از یک تا سه هکتار، و فقط 7 درصد بیش از سه هکتار زمین داشتند. تلاش دولت در عرصه کشاورزی، معطوف به افزایش بازدهی و ایجاد شرایطی بود که بیشتر به سود زمین داران بود تا زارعین. در سال 1316، قانون توسعه اراضی به تصویب رسید. هدف از آن ترویج و توسعه کشاورزی و بردن حداکثر استفاده از زمین و مسئولیت قانونی مالکان بود. اعتبارات دولتی، در اختیار مالکانی گذارده شد که فاقد وسایل لازم برای توسعه آبیاری، احداث راههای روستایی، خشک کردن باتلاق ها، اصلاح خاک و تاسیس درمانگاهها و نظایر آن بودند. اما اجرای این قانون کاملا به عهده مالکان و نیز به عهده شوراهایی گذارده شد که از نمایندگان مالکان در مناطق مختلف تشکیل میگردید. مالکان که میدیدند بدون پیشرفت های کشاورزی هم میتوانند دست کم نزدیک به پنجاه درصد از محصول را نصیب خود سازند، شور و علاقه ای به اقدامات توسعه کشاورزی نشان نمی دادند و نمی خواستند که دست به اقداماتی زنند که سیستم اجتماعی اقتصادی موجود را، که کاملا به سود آنها بود، برهم زند.

توسعه و نوسازی در ایران در دوره رضا شاه 1320 - 1299، محمدرضا خلیلی خو، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1373، صفحه 239

مبدیان

20 آبان 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.