گفتاورد هفتاد و پنجم؛ کودتا و فساد در ارتش سلطانی

این مورد را ارزیابی کنید
(6 رای‌ها)

پس از مسافرت شاه به خارج و آغاز بگیر بگیر ها در دولت امینی، سپهبد تیمور بختیار رییس ساواک با گروهی از دوستان نظامی خود، همچون فرخ نیا و سرهنگ شقاقی فرمانده ی هنگ گارد شاهنشاهی (که بعد ها به ژاندارمری منتقل شد و معلوم نشد وقتی درجه ی سرلشکری داشت چرا دست به خودکشی زد) تصمیم گرفتند در غیاب شاه دست به کودتا زده و قدرت را در دست بگیرند. این خبر که به گوش شاه رسید، مسافرت خود را نیمه تمام گذاشت و به ایران بازگشت. به سرعت بختیار رییس ساواک را محترمانه به اروپا تبعید کرد و سرهنگ شقاقی فرمانده ی هنگ گارد سلطنتی را از این سمت برکنار نمود و او را هم روانه ی فرانسه نمود که دوره ی دانشگاه جنگ را در فرانسه طی کند. فرخ نیا را هم از سمتی که داشت برکنار و مدتی خانه نشین کرد. چند سال بعد که ارتشبد اویسی از ریاست ژاندارمری کل کشور تعویض و فرماندهی نیروی زمینی به او محول گردید، سپهبد فرخ نیا به جای اویسی رئیس ژاندارمری کل کشور گردید.

چندی طول نکشید که ناگهان نشریات اعلام کردند سپهبد فرخ نیا 450 میلیون تومان از  بودجه ی ژاندارمری را به جیب زده است. سرلشکر سرمد (پدر همسر دوم ارتشبد اویسی) و رئیس لجستیکی ژاندارمری کل کشور در این دزدی با سپهبد فرخ نیا همکاری داشت. این ماجرا مدتی سوژه ی نشریات روز بود. قرار شده بود مجرمین به اتهام دزدی و سوء استفاده از موقعیت شغلی خود تسلیم دادگاه نظامی شوند که ارتشبد اویسی به خاطر پدر همسر خود (سرلشکر سرمد) پادرمیانی کرد. سرانجام نتیجه ی این همه هیاهو این شد که سپهبد فرخ نیا و سرلشکر سرمد پدر زن اویسی با دو تنزل درجه، یعنی فرخ نیا با درجه ی سرتیپی و سرلشکر سرمد با درجه ی سرهنگی بازنشسته شدند و پرونده برای همیشه بسته شد.

زندگی سیاسی علی امینی، جعفر مهدی نیا، نشر پاسارگاد – پانوس، 1368 صفحه ی 330

مبدیان

27 آبان 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.