گفتاورد صد و پانزدهم؛ زندگی در ویرانه ی جغد نشین

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فاطمی با دیدن رنج، گرسنگی، بدبختی و بیچارگی مردم و اینکه کشور ثروتمندی چون ایران، مردمی گرسنه و درمانده دارد. فریاد می زد: "زمانی که خارجی ها از برنج ایرانی استفاده می کنند، بیچاره ایرانی، یک دانه ی آن را هم به خواب نمی بینند" و وقتی می دید احساسات پاک مردم کوچه و بازار، چگونه مورد سوء استفاده ی سیاستمداران خائن و احزاب خود فروخته و سازمان های وابسته قرار می گیرد، می خروشید: "در کشوری که تعلیمات سیاسی وجود ندارد و تبلیغات بیگانگان نفوذ کافی دارد، به کمترین باد موافق و یا مخالف، جهت سیاسی تغییر پیدا می کند و از این وضع، چه تعجب و حیرتی می توان داشت؟"

فاطمی می افزود: "عده ای در این کشور، ثروتشان از حد گذشته و از هیچ گونه سوء استفاده و غارت و چپاول بیشتر روگردان نیستند. ولی میلیون ها مردم دیگر، دست به دهان، لخت و عور و برهنه، از فرط استیصال و فقر و مرض، رو به قبله دراز کشیده اند. ننگین ترین صحنه های اجتماعی در این موزه ی جنایت رخ می دهد و هیات حاکمه ی ایران، محکومین خود را برای سد جوع، به سلاخ خانه می فرستد و هم اوست که بنیه ی مالی و توانایی اقتصادی جامعه را تا مرحله ی سقوط داده که دسته دسته زن و مرد و بچه، به جای اینکه کار های تولیدی و عمرانی پیشه کنند و از قوه ی کار و سرمایه و فعالیت آنها، این خانه ی جغد نشین و ویرانه ی نفرین شده آباد شود، در چهار گوشه ی مملکت، صبح ها به حالت اجتماع، سر به بیابان می گذارند تا چند برگ علفِ تر و خشک پیدا کنند و برای چند ساعت رنج گرسنگی را تسکین دهند و عجیب تر این است که در این مرحله که انسان های ایرانی مثل حیوان زندگی می کنند، باز هم آنها را راحت نمی گذارند و فئودال ها و مالکین بزرگ به مدد ژاندارمری و مامورین دولتی، از این جماعت مالیات علف چرا و حق التعلیف مطالبه می کنند"

چهره ی دکتر حسین فاطمی، ابوالفضل حاج قربانعلی، نشر مولف، 1370، صص54 -53

پ . ن:

  • - حق التعلیف در اینجا به معنای حق المرتع، علفچر، آبچر و وجهی است که در ازای چرای دام به صاحب زمین پرداخت می گردد.

مبدیان

دوازدهم اردیبهشت 1401

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.