این مواجب بگیران؛

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

در آشفته بازار رسانه های لندن نشین که در هر سو از آن تناقضات آشکار و تضاد های بسیاری مشاهده می شود، مقوله ی اتهام زنی عنصر جدایی ناشدنی از واگویه ها و بحث های خبری آن ها به شمار می رود که از طریق آن بتوانند ذهن مخاطب را در فهم رویداد های مثبت داخلی دچار مشکل کنند؛ یکی از این نوع اتهام ها، ادعای دروغین و بدون سندِ سفارشی بودن فعالیت هایی است که در جهت ارائه دست آورد های نظام اسلامی انجام می گیرد. یاوه گویی هایی که البته در ساختگی بودن آنها هیچ شکی نیست ولی با بررسی بیشتر می توان به این نتیجه رسید که تمامی این اتهام ها، همان رویه ای است که خود این رسانه ها و مخصوصا اپوزیسیون ایرانی نما در قبال دولت ها و نهاد های تحت حمایتشان در پیش می گیرند.

از مسیح علینژاد شروع می کنیم؛ شخصی که خود را به اصطلاح خبرنگار و فعال حقوق زنان می خواند و اینطور القاء می کند که مستقل از هر نهاد و دولتی است و از جایی حمایت نمی شود. برای بررسی این ادعا بهتر است نگاهی به اسناد و افشاگری های مربوط به این موضوع بپردازیم؛ مدتی قبل سیاوش اردلان کارمند رسانه فارسی زبان بی بی سی، در توئیتی مسیح علینژاد را"فعال تحریم پسند" دانسته و عنوان می کند او از طریق پروپاگاندای تحریم علیه ایران به منافع زیادی رسیده است. با این توئیت واکنش های مختلفی نسبت به این ماجرا در برگرفته شد و مهم ترین آنها منابعی موثق بود که اعلام کردند مسیح علینژاد بعد از دیدار با مایک پمپئو وزیر امور خارجه سابق آمریکا (برای تشدید تحریم ها علیه ایران)، حقوقش از 40 هزار دلار به ماهی 100 هزار دلار افزایش یافت.

 یا در جایی دیگر، بعد از آنکه صدا و سیمای ایران در برنامه ای به مقوله ی مورد نیاز جامعه یعنی عفاف و حجاب می پردازد، مسیح علینژاد که خود را مدیر شبه کمپین چهارشنبه های سفید می داند از ترس به خطر افتادن اعتبار نداشته ی کمپینش، علیه این برنامه تلویزیونی موضع مخالفی می گیرد و سعی در توجیه اهداف کمپین خود می کند. این واکنش هراسان علینژاد باعث شد افرادی که در گذشته با او همکاری داشته اند با مشاهده ی این اتفاقات از گروهش جدا شده و دست به افشاگری بزنند و بگویند او از ترس قطع شدن بودجه ای که از پس این کمپین می گیرد خودش را به آب و آتش زده است و اینطور درصدد هوچی گری علیه این برنامه برآمده است.

آن ها در ادامه، نحوه ی درآمد زایی مسیح علینژاد از این کمپین ها را اینگونه افشاء می کنند که او با ارائه پروژه ی خود به نهاد های دولتی و ضد ایرانی، از آن ها درخواست پول می کند و اینگونه القا می کند که این پول ها قرار است به افرادی داده شود که در ایران همسو با کمپینش عمل می کنند. بعد از گذشت مدتی آن ها متوجه می شوند که نه تنها ریالی به جیب عوامل میدانی اش در ایران نرفته بلکه آن افراد دچار دردسر های جدی قضایی و اجتماعی نیز شده اند. این ماجرا تنها به مسیح علینژاد ختم نمی شود. رضا پهلوی، فرزند شاه فراری هم از این قضیه مستثنی نیست.

چهار سال پیش، مطبوعات عربستانی خبر از سفر وی به ریاض و دیدار با برخی مقامات سعودی دادند. آن روزنامه ها با استناد به منابع موثق خود در دربار عربستان اعلام نمودند که رضا پهلوی از طرف محمد بن سلمان مامور شده است تا نیرو های زیر دست خودش را به سوی تبلیغات در راستای سفید نمایی عربستان سازماندهی کرده و با ایجاد اغتشاش در خیابان های ایران، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد؛ در ازای این خوش خدمتی نیز مبلغی در حدود 300 میلیون دلار دریافت کند. این روزنامه ها در پایان با تصویری کارتونی و طعنه آمیز از این دیدار، رضا پهلوی را در حال دست بوسی مقامات ارشد عربستان نشان داده و اضافه کردند که فرزند شاه مخلوع ایران با روی گشاده آن پول ها را دریافت نموده است.

در نهایت، با مرور بخش کوچکی از روابط پشت پرده ی اپوزیسیون ایرانی نما به روشنی می توان به این موضوع پی برد که شعار های عوام فریبانه ی آنان نه تنها برای ارتقای سطح زندگی مردم و منافع شان نیست بلکه صرفا در جهت قدرت طلبی و تسریع در پیشبرد اهداف اربابان آمریکایی و عربستانی شان است. همچون گذشته، مردم ایران با هوشیاری از این شرایط همیشه صف خود را از این مواجب بگیران خارج نشین جدا کرده و برای پیشرفت سرزمین خویش از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد.  

مبدیان

18 بهمن 1400

1 نظر

  • پیوند نظر خورشید K2_سه شنبهق ظUTCE_بهمن+0000Rبهمنق ظUTC_0C1 ارسال شده توسط خورشید

    همه شون تشنه پول و قدرت طلبی هستن؛ نگران مردم بودن ادا و اصولیست برای فریب مردم!

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.