حکایت نوبل...

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

روزی که هیئت منصوب شده از سوی پارلمان نروژ در سال 2003 نام شیرین عبادی را به عنوان برنده ی نهایی جایزه ی صلح نوبل اعلام نمودند، بسیاری (حتی در جمع اپوزیسیون خارج نشین) بر این انتخاب خرده گرفتند. برخی انتخاب عبادی را محصول بده بستان های سیاسی طیفی خاص از سیاستمداران ایرانی با موسسه ی نوبل و به طور کل اروپایی ها دانسته و عده ای نیز از توطئه ی چپ بین الملل در این انتخاب (انتخابی با هدف اشاعه ی آرمان های) سخن گفتند. اما افکار عمومی فارسی زبان و تحلیلگران منصف ایرانی و غیر ایرانی، انتخاب عبادی به عنوان برنده ی جایزه ی صلح نوبل را انتخابی کاملا سیاسی و محصول لابیگری صهیونیسم جهانی و فشار سیاستمداران لیبرال آمریکایی بر اعضای کمیته و با هدف گسترش فرهنگ و باور های لیبرالیستی در کشور های اسلامی و یا در جوامع به زعم فرنگی ها جهان سومیِ مستقل از غرب دانستند.

کمیته ی نوبل از این دست گزینش های پر حاشیه کم نداشته است. انتخاب افرادی چون هنری کسینجر، انور سادات، مناخیم بگین، شیمون پرز، باراک اوباما و ده ها نام عجیب و غریب دیگر به عنوان برنده ی جایزه ی نوبل همواره محلی برای اعتراض افکار عمومی و جدل های داغ رسانه ای بوده است. تنها درخصوص باراک اوباما و بر طبق اسناد و شواهد غیر قابل انکار باید گفت که میزان حملات هواپیما های بدون سرنشین آمریکایی به تجمعات غیر نظامی (در مواردی حمله به مراسم عروسی در برخی روستا های افغانستان) در دوران زمامداری وی افزایش قابل توجهی داشته و چه بسیار زن و کودک و پیر و جوان بی گناهی که به هوس های سیاسی اوباما (این برنده ی جایزه ی صلح نوبل) مرگ دردناکی داشته اند.

اما عجیب تر از فهرست اسامی برندگان جایزه ی صلح نوبل، سیاهه ی کمدیک نامزد ها و افراد پیشنهاد شده برای دریافت جایزه ی مذکور در سالیان مختلف است. فهرست قریبی از عناصر بدنام، با حالات، پیشینه و اوصاف مشهودشان! افراد معلوم الحالی که عمدتا در کارنامه ی خود، کلکسیونی از اقدامات جنایت گونه علیه بشریت، خیانت به کشور و سرزمین مادری، حمایت از فرقه ها و نحله های تروریستی و مشارکت علنی در نسل کشی ها و کشتار قومی به یادگار گذاشته اند. براستی چه چیزی عجیب تر از معرفی نام ترامپ قاتل (آنهم در دو دوره ی متوالی) و یا بنیِ کودک کش (نتانیاهو) برای دریافت جایزه ی صلح نوبل!؟

و عجیب تر آنکه، امروز نیز با میدان داری چند نهاد شبه حقوق بشریِ خارجی، در حالتی محیرالعقول، صحبت از نامزدی نرگس محمدی برای دریافت این جایزه است! خبری که از لحظات نخستین رسانه ای شدنش با عکس العمل منفی و توام با تعجب افکار عمومی و حتی عناصر هم رنگ محمدی در اپوزیسیون مواجه شد. واکنش منفی عناصری چون مسیح علینژاد علیه این موضوع، بویژه هشدار باش های پیاپی نامبرده به خانواده های برخی افراد کشته شده در اغتشاشات گذشته، با هدف جلوگیری از سوء استفاده ی این به اصطلاح فعال مدنی و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر از خانواده های مذکور برای رسیدن به مقاصد شخصی هیچ جای توضیح و تفسیر اضافی باقی نمی گذارد.

در مقابل، محمدی نیز با عملکرد چند ماهه و کولی بازی های رسانه ای اش نشان داده که چندان هم بی میل به دریافت جایزه ی نوبل و استفاده از مزایای اقتصادی -  سیاسی آن نیست. به عبارت دیگر، نرگس محمدی با تقلب آشکار از دست شیرین عبادی، خود را به اب و آتش زده تا به هر وسیله ی ممکن با جلب توجه و حمایت نهاد های حقوق بشری بین المللی و در ادامه دولت آمریکا، از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را ببرد. شواهد نشان می دهند؛ محمدی در این باره از هیچ اقداماتی فروگذار نکرده است. اقداماتی نظیر تحریم فرزندان از دیدار مادر (علیرغم مهیا بودن امکان سفر آزادانه به خارج و حضور در کنار فرزندانش)، حضور تحمیلی در تجمعات گوناگون و اصرار بر قرار گرفتن در کادر دوربین ها، دیدار های هدفمند با برخی خانواده های افراد کشته شده در اغتشاشات، مظلوم نمایی ها و اظهارات خلاف واقع در رسانه ها پیرامون دوران حضور در زندان و در نهایت، بویژه با بیان خاطرات جعلی و داستان سرایی های دروغین از قرار گرفتن چندین باره در موقعیت تجاوز و...

اظهارات انتحاری (خودزنی) اخیر وی در تلویزیون ایران اینترنشنال حول موضوع خجالت آور موهوم تجاوز جنسی، آنجا که می گوید "من اگر حتی مورد تجاوز هم قرار بگیرم..." به روشنی گویای میزان وقاحت نرگس محمدی (در جایگاه زن ایرانی) و ولع او برای دریافت جایزه ی مذکور است. باید منتظر ماند و دید که نتیجه ی این دست و پا زدن ها چه خواهد شد.

مبدیان

24 شهریور 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.