پرزیدنتِ جاسوس

این مورد را ارزیابی کنید
(10 رای‌ها)

روز 17 مهر ماه 1400 خبر فوت ابوالحسن بنی صدر توسط رسانه ها اعلام شد. اولین رئیس جمهور ایران. کسی که قبل از انقلاب جزء فعالان علیه حکومت پهلوی بود. از نوفل لوشاتو تا تهران به گونه ای هدفمند در اغلب عکس ها در کنار ارکان جریان انقلاب دیده می شد و به نوعی سعی در القاء خود داشت. وی بعد از دولت بازرگان، کاندیدای  ریاست جمهوری شد و این سرآغازی بود بر یکی از بزرگترین جنجال های حکومت نو پای اسلامی. سیمایی خاص که مردم، اغلب عکس های انتخاباتی وی را در کنار مقامات انقلاب می دیدند و فعالیت های تبلیغاتی او، ذهنیتشان را مطمئن می کرد. با این حربه، بنی صدر با اختلاف فاحشی نسبت به سایر رقبای انتخاباتی اش رئیس جمهور شد و برای اولین و آخرین منصب رسمی خویش در ایران شروع بکار کرد. دوره ی ریاست جمهوری او کوتاه اما پر از اتفاقات تاثیرگذار برای سرنوشت کشور بود. از چالش های داخلی گرفته تا درگیری های خارجی که در ظاهر و بیان، اشتباهات را سهوی می نمود؛ ولی گذشت زمان اشتباهات او را منشاء تصمیم های عامدانه وی اعلام می کرد. به راستی چه عواملی باعث انحراف بنی صدر شد؟ چرا کسی که به بالاترین درجه قدرت اجرایی کشور بزرگی همچون ایران می رسد ، خود را به این دردسر می اندازد؟

ماجرا از زمان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا آغاز شد. بنی صدر اما نه تنها موافق با مسیر جوانان انقلاب نبود بلکه در مخالفت با اقدام دانشجویان پیرو خط امام دست به تحرکات مشکوکی زد و اصرار به دیدار دستگیر شده ها با نمایندگان صلیب سرخ داشت. بعد ها مشخص شد که هدف از این دیدار کسب اطلاعات محرمانه ( اعم از شرح حال و موقعیت مکانی گروگان ها ) بود. اما درست پس از آن، حادثه طبس اتفاق افتاد. با وقوع این اتفاق بنی صدر سریعا دستور داد قبل از اینکه نیروهای آمریکایی برای بازپس گیری تجهیزات باقی مانده در طبس به ایران بازگردند، تجهیزات را از بین ببرند. دستوری که باعث شهادت تنی چند از نیروهای پاسدار حاضر در صحنه از جمله شهید محمد منتظر القائم شد. چندی نگذشت که جنگ تحمیلی از سوی حزب بعث علیه کشور شکل گرفت. با توجه به جو اوایل انقلاب، عدم آمادگی لازم در نیروهای مسلح کشور شرایط را برای نیروهای صدام مساعد کرده بود ولی طبق اسناد واحد اطلاعات ارتش، هشدار لازم مبنی بر قریب الوقوع بودن تجاوز نیروهای بعث اندکی قبل از حمله آن ها به بنی صدر گزارش شده بود. با توجه به نادیده گرفتن هشدار ها از سوی بنی صدر و بعد ها استراتژی شکست خورده " دادن زمین و گرفتن زمان " باعث افزایش اعتماد به نفس دشمن و پیشروی آنها در بخش های مختلف کشور می شد. خام اندیشی او نسبت به تقابل با دشمن و بیان سخنرانی های حاشیه دار باعث شد کم کم مردم و مسئولان انقلاب نسبت به رفتارهای او مشکوک شوند. اینها بخشی از عملکرد بنی صدر در دوره ی کوتاه ریاست جمهوری اش بود با سوال های بی جواب و چرا های بی شمار. دی ماه 58. 2 ماه بعد از تسخیر لانه جاسوسی. دانشجویان در تکاپو برای رمزگشایی اسناد خرد شده ی سفارت آمریکا، با اسم رمزی به نام (( اس.دی.لور )) مواجه می شوند. بعد از بررسی بیشتر توضیحات اسناد و همچنین مطابقت با افراد حقیقی، به این نتیجه می رسند که اسم رمز کسی نیست جزء رئیس جمهور بنی صدر. طبق اسناد، ماموری از آن سازمان به نام (( گای راذرفورد )) چندین بار با او مخفیانه دیدار کرده بود. بنی صدر که حتی به توافق حقوق ماهیانه 1000 دلار از سازمان سیا رسیده بود پا را فراتر گذاشته و برای جلب اعتماد هرچه بیشتر و قدرتمند نشان دادن خود به بالادستی های آمریکایی اش بعد از رد صلاحیت مسعود رجوی از انتخابات ریاست جمهوری زیرکانه اعلام کرد که رجوی دارای پایگاه مردمی بوده و با کنار گذاشتن او مخالف است. موضع گیری جانبدارانه بنی صدر در آن زمان تلاشی بود برای جلب حمایت سازمان و آرای هواداران آن. این موضع گیری بنی صدر باعث ایجاد یک دوستی و تعهد بین او و فرقه رجوی شد.

به راستی چقدر یک شخص می تواند دچار بحران غرب پرستی شود که مقام رفیع ریاست یک کشور را با جاسوسی برای یک کشور غربی، در جهت نابودی همان حکومتی که خود رئیسش هستی، معاوضه کند؟ مگر آدم چقدر می تواند خودخواه و متکبر باشد که جان انسان ها را در نقشه ی بچگانه مقابله با دشمن و باز کردن راه ورود آن ها فدا کند و خود با آرامش حتی به زندگی در این جهان ادامه دهد؟... انسان هایی نظیر بنی صدر، آنقدر بد نقش منفی تاریخ را بازی کردند که حتی چهره های منفور تاریخ از هم جایگاهی با این افراد گله و شکایت دارند.

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.