چرا ترامپ!؟

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

با گذشت حدود یک سال از انتخابات 2020 آمریکا و پیروزی نامزد دمکرات ها بر رقیب جمهوری خواهش، هواداران دو آتشه ی ترامپ و حامیان سیاست فشار حداکثری در اپوزیسیون هنوز از  تب و تاب این انتخابات پرحاشیه خارج نشده اند. عناصری چون امیر عباس فخرآور و مهدی میرقادری خشمگین از شکست سنگین پرزیدنت محبوبشان، در سودای بازگشت دونالد قمار باز (خواه در میانه ی دوران حکمرانی جو خواب آلوده و یا با پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا) به عرصه ی سیاست هستند.

به تازگی حساب اینستاگرامی تشکلی موسوم به کنگره ی ملی ایران (جریانی به مدیریت فخرآور) با انتشار پستی آماری (با استناد به داده های وبسایت هیل و دانشگاه هاروارد) از گمانه زنی ها برای پیروزی ترامپ در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری در آمریکا (2024) گفت. پیامی نوید بخش برای هواداران افراطی ترامپ؛ همانان که منتظر بازگشت سیاست توئیتری و تصمیمات باری به هر جهت او هستند.

با توجه به طبیعت مار ماهی گون اپوزیسیون و هنر بی بدیل ضد انقلاب در تغییر ادواری رنگ و بنای سیاسی برای جذب حداکثر منابع مادی از هر دو طیف حکومتی آمریکا (که نظیر آن را در رفتار موذیانه ی مسیح علینژاد پس از  پیروزی بایدن در انتخابات 2020 دیده ایم)، علت دلبستگی افراط گونه ی عناصر اپوزیسیون به نامزد جمهوریخواهان را نباید در ملاحظات مادی صرف و دغدغه های دلاری شان جست؛ چنانکه میدانیم، میزان دشمنی هیئت حاکمه ی آمریکا با ملت بزرگ ایران هیچ ارتباطی با فیل یا الاغ بودن حاکم آمریکایی ندارد. پس این بی قراری ها ریشه در عوامل دیگری دارند.

در وجه اعلامی سیاست خارجی آمریکا در دوره ی جمهوری خواهان و یا دمکرات ها، بویژه در مسائل و موضوعات مرتبط با خاور میانه و ایران، تمایزات آشکاری می توان دید. با روی کار آمدن دولتی جمهوری خواه در این کشور، وجه قهری سیاست آمریکایی برجسته تر از دیگر وجوه آن نظیر دست گذاشتن بر مفاهیم و شعار های حقوق بشری است؛ در نقطه ی مقابل، دموکرات ها در سیاست اعلامی خود با جدیت کمتری بر امور نظامی به مثابه ستون اصلی سیاست خارجی خویش تاکید دارند. اینجاست که می بینیم دونالد ترامپ به روشنی از بمباران مراکز حساس تاریخی و فرهنگی، حمله ی مستقیم نظامی و افزایش تحریم های یکجانبه علیه ایران می گوید اما بایدنِ دمکرات، پوستینی از حقوق بشر، دیپلماسی و چند جانبه گرایی بر کالبد متعفن سیاست آمریکایی می کشد.

جالب اینجاست که در جماعت اپوزیسیون نیز عناصری که بیش از دیگر همتایانشان خواستار افزایش فشار ها (حتی در اموری همچون تامین اقلام پزشکی – دارویی) و فراتر از آن، تعقیب سیاست شکست خورده ی رژیم چنج از طریق حمله ی نظامی به ایران هستند، فردی چون ترامپ هفت تیرکش را سیاستمدار ایده آل خود می دانند. نتیجه آنکه عناصر ضد ایرانی اما ایرانی نمای اپوزیسیون حتی در کلام و عرصه ی سیاست اعلامی مقامات آمریکایی نیز تحمل مطرح شدن گزینه هایی جز جنگ و تعمیق فشار های یک جانبه علیه مردم ایران را ندارند. به همین خاطر است که می بینیم جنگ طلبان اپوزیسیون چنین بی تابانه چشم به راه بازگشت پرزیدنت محبوبشان ترامپ از زباله دانی تارخ اند!

مبدیان

17 آبان 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.