داستان یک نمایش؛

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

نمایش موسوم به آبان تریبونال با حواشی پر رنگ تر از متن آن پایان یافت. شوی بزرگ سیاسی-حقوقی که علیرغم پوشش گسترده ی رسانه های فارسی زبان و معاند نتوانسته بانیان و عوامل دخیل در آن را به اهداف از پیش تعیین شده شان برساند. این شکست رسانه ای نه تنها موفق نشد حمایت مردم داخل کشور را همراه با خود داشته باشد بلکه با حاشیه هایی مثل جمع کردن پرچم جعلی شیر و خورشید از فضای داخلی دادگاه باعث شد هواخواهان این مشی و نماد از برگزاری چنین دادگاه مضحکی احساس حقارت کنند.

 در واقع اصلی ترین دلیل این حس آنان انتظاری بود که به مانند گروه های منافق و تجزیه طلب و توده از تشکیل چنین نمایش نمادینی داشتند؛ این انتظار آن ها، چیزی جزء توهم بازپس گیری سهم از دست رفته شان نبود. حال با این پس زمینه فکری می شود خروجی کار را قبل از شروعش پیش بینی کرد. عده ای سودجو که با پوشش وطن پرستی بدنبال پیشی گرفتن از دیگری جهت سود بردن بیشتر از این سفره ی پهن شده توسط ارباب انگلیسی شان هستند. این طرز تفکر به رقابت و جبهه بندی ها شکل رسمی تری می دهد و باعث می شود در زمین سوخته ی اغتشاشات آبان هرکسی بدنبال برتری بردیگری باشد؛ به عنوان مثال طرفداران خاندان پهلوی به هادی خرسندی سلطنت طلب توهین کرده و او را از گروه فدائیان خلق و حزب توده می دانند و منافقین و تجزیه طلبان پرچم جعلی شیر و خورشید را به همراه حاملش از جلسه تریبونال بیرون می کنند.

این دقیقا همان شمای رسمی و حقیقی اپوزیسیونی ست که عده ای می پندارند با بازگشتشان به ایران می توانند کشور را به مدینه فاضله برسانند. آن ها جزء سهم خود چیز دیگری نمی خواهند. هر رویدادی که ظاهر مردمی دارد ولی مردم در آن نادیده گرفته شده اند یا نیتش جزء منفعت طلبی چیز دیگری نیست، محکوم به شکست است! همانگونه که خانواده های کشته شدگان اذعان کردند، این تریبونال جزء برای سوءاستفاده و نفع گروهی، چیز دیگری در پی نداشت.

مبدیان

6 آذر 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.