و دوباره مرصاد...

این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

در سوم مرداد 1367 نیرو های تا بن دندان مصلح مجاهدین خلق (منافقین) با پشتیبانی لجستیکی – اطلاعاتی رژیم بعث عراق در عملیاتی موسوم به فروغ جاویدان راهی مرز های ایران اسلامی شدند. با توجه به پیشروی ابتدایی و البته موقتی قوای منافق در شهر هایی چون اسلام آباد و کرند، سردمداران فرقه ی رجوی گمان می کردند که با این روند، بی هیچ مانع جدی تا قلب پایتخت خواهند تاخت. با این خیال واهی که در طول مسیر با استقبال بی نظیر مردم مواجه خواهند شد! البته تمرکز نیرو های نظامی ایران در جبهه ی جنوب _جنوب غربی و همچنین، تصور اثرات منفی فرسایشی شدن جنگ تحمیلی بر روحیه ی ملی و به تبع آن خستگی مردم از این وضعیت در اشتباه مهلک منافقین بی تاثیر نبوده است.

پیرامون حمایت های رژیم بعث عراق از مسعود رجوی و تروریست های تحت امرش گفتی ها بسیار است. تنها در یک مورد بخصوص می توان به بمباران شیمیایی برخی روستاهای کرمانشاه با هدف محیا کردن شرایط پیشروی بی مانع منافقین، آنهم تنها چند روز مانده به زمان آغاز عملیات فروغ جاویدان اشاره کرد. منافقین در مسیر حرکت خود از هیچ جنایتی فرو گذار نکردند. تصاویر برجای مانده از کشتار ده ها و صد ها زن و مرد و پیر و جوان توسط تروریست های بعثی - رجوی حاکی از آن است که منافقین در نظر داشتند با ایجاد رعب و وحشت در جامعه و نمایش یک اقتدار تصنعی، ضمن از بین بردن امکان مقاومت مردمی، بر تعداد حامیان خود بیفزایند!

تحولات میدانی در روز نخست عملیات فروغ جاویدان، تحلیل های خیال پردازانه ی به ظاهر مستند به داده های اطلاعاتی و البته، پالس های امید بخش و وعده های گران حامیان رجوی در درون و بیرون از کشور (از ستون پنجم در بین نیرو های ایرانی گرفته تا استخبارات حزب بعث و نهاد های امنیتی – جاسوسی غربی) همه و همه حکایت از قریب الوقوع بودن یک پیروزی تاریخی برای گروهک تروریستی مجاهدین خلق داشتند؛ تحقق شعار "امروز مهران، فردا تهران" اما زهی خیال باطل!

فردای روز سوم تیر ماه (4 مرداد 67) اما قیامتی بود برای منافقین کوردل! زمینگیر شدن قوای منافق در تنگه ی مرصاد همانا و زجه های به وقت هلاکت همانا! با سر رسیدن قوای مسلح و نیرو های مردمی، در اندک زمانی تنگه ی مرصاد پر شد از جنازه های متعفن منافقین و لاشه های نیمه سوخته شان! واقعیت نه آنگونه شد که مریم و مسعود در خیالگاه جهنمی شان می پروراندند. نه از استقبال مردمی خبری بود و نه از دالان گشاد مهران به تهران! مرصاد بود و چهارزبر و صیاد!

امروز نیز با گذشت دهه های متمادی از آن روز پر غرور، معاندین به مرصادی دیگر رسیدند. جماعت اپوزیسیون با استناد به یکی دو اغتشاش پراکنده در تابستان 1400 و روایات نادرست رسانه های معاند از واقعیت های جامعه ی ایران به این گمان رسیده اند که لابد ملت ایران دیرزمانی است که چشم انتظار همتایان شازده و شریعتمداری تجزیه طلب و طبرزدی متوهم اند تا با ندایی و اشارتی، با دستان خویش، نظامی را که به خون دل ساخته اند و نهالی را که به خون صیاد ها و چمران ها بارورش کرده اند را تقدیم ایشان کنند! همین است که می بینیم کلیت اپوزیسون، از داخل نشین و خارج نشینشان فارغ از جنگ و جدال همیشگی بر سر منافع (تعارض منافع)، بر نقطه ی مشترک براندازی به اشتراک رسیدند تا در عوض نظام اسلامی، سیاست ایران را جایگه رقاصی دجاله هایی چون شازده ی منتظر السطنه کنند! و دوباره زهی خیال باطل! آری، مشکل هست، تحریم هست و اندک فشار اقتصادی، اما ملت ایران همان مردم مرداد 1367 اند! آری، مرصاد دیگری در کمین ضد انقلاب است!

مبدیان

10 مهرماه 1400

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.