شیطانی به نام اشرف

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

روز چهارم آبان 1298 در بیمارستان احمدیه تهران زنی به نام تاج الملوک هنگامی که همسرش (رضا خان) در ماموریت بود، دو فرزند به دنیا آورد. یک پسر به نام محمدرضا و یک دختر که اشرف نامیده شد. اشرف از همان دوران کودکی و نوجوانی شخصی تند خو و بد زبان بود و با اغلب پسر های اطراف خود رابطه دوستی برقرار می کرد. در سال 1317 رضا شاه تصمیم می گیرد که اشرف و خواهرش (شمس) را مجبور کند تا با دو جوانی (علی قوام و فریدون جم) که خود برایشان در نظر گرفته بود، ازدواج کنند. دختران رضا شاه که علاقه ای به آن دو نداشتند، جرأت نمی کردند حرف طلاق را بزنند زیرا خوب می دانستند که پدرشان هیچ گونه مقاومت یا مخالفتی را (چه در حوزه سیاست و چه در حوزه خانواده) تحمل نمی کند و باید خود را به این شرایط وفق دهند.

اشرف که در زمان حکومت پدرش محدودیت های زیادی را تحمل می کرد، پس از کنار گذاشته شدن رضا شاه توسط انگلیسی ها و جایگزینی برادرش به جای او، در حالی فرصت طلبانه بخش زیادی از امور اجتماعی و سیاسی کشور را بدست گرفت که همواره ادعا می کرد پدرش هم از او خواسته بود بدلیل ناتوانی محمدرضا در امور کشور داری، به برادرش یاری برساند. از میانه ی سال 1321 خورشیدی اشرف با تشکیل جلساتی با شخصیت های مهم کشور، اوامر و نواهی خود را به تدریج به امور اساسی و حیاتی کشور تبدیل کرد. در این راستا، وی یکی از نماد های ترقی ایران را گسترش هرچه بیشتر آداب و عادات زندگی اروپایی، به ویژه فرانسوی می دانست و با راه اندازی قمار خانه ها و کازینو های سلطنتی در سراسر کشور به این عقیده اهمیت بخشید.

او همچنین در پشت پرده ی این مسائل تصمیم گرفت برای دستیابی به منابع مالی بیشتر، در امور مربوط به قاچاق تریاک و هروئین هم دستی بر آتش داشته باشد. در تهران این شایعه پیچیده بود که اشرف برای انتقام گرفتن از مردم ایران بذر مرگ می کارد و تریاک خود را به صورت هروئین و مرفین در دسترس جوانان ایرانی قرار می دهد. بی آبرویی وی تا جایی پیش رفت که در سال 1348، به دلیل اینکه یک چمدان کوچک حاوی تریاک به اروپا حمل می کرد، در فرودگاه زوریخِ سوئیس بازداشت شد. اما پس از اینکه پلیس فرودگاه دانست او با گذرنامه سیاسی سفر می کند و خواهر شاه ایران است، وی را آزاد کرد. حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاهنشاهی در این باره می گوید "اشرف قاچاقچی بین المللی بود و به طور مسجل عضو مافیای آمریکاست. او به هرجا که می رفت در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرئت نمی کرد آن را بازرسی کند"

اشرف که خود فاسد بود، گروهی از افسران و سردمداران فاسد را جهت می گساری، فساد اخلاقی، شب نشینی های مکرر و قمار بازی به دور خود گرد آورده بود و اینان را در همه ی سفر ها با خود همراه می برد. سفر هایی که هزینه های گزافی را برای دولت ایران تحمیل می کرد و دولت های دست نشانده چون دولت هویدا و... برای اینکه به این خرج تراشی های سرسام آور چهره ی قانونی بدهند، آن را به صورت تصویب نامه ی هیأت دولت درمی آوردند. پس از سقوط رژیم پهلوی و فرار خانوادگی از کشور، گرچه اشرف دچار زوال عقل و افسردگی شده بود ولی بدلیل انتقال صد ها میلیون دلار پول کشور به حساب های بانکی خود در اروپا، خاطرش از بابت معاش و آینده آسوده بود. در نهایت وی در سن 96 سالگی در آسایشگاه شهر مونت کارلو فرانسه از دنیا رفت و برای تاریخ ایران کارنامه ی ننگینی از خود و خانواده اش به جای گذاشت.

مبدیان

18 اردیبهشت 1401 

1 نظر

  • پیوند نظر س. مرادی K2_دوشنبهق ظUTCE_ارديبهشت+0000Rارديبهشتق ظUTC_0C1 ارسال شده توسط س. مرادی

    عجب جونوری بوده این عمع خانوم شازده!

نظر دادن

برای ارسال نظر، تکمیل موارد ستاره‌دار (*) الزامی است.